سيد علي اكبر قرشي
135
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
بسل : راغب بسل را منع و ضّم معنى كرده است در لغت آمده است : « ابسله : أسلمه للهلكة » اين كلمه فقط يك بار در « نهج » ديده مىشود آن هم به صورت فعل امر ، چنان كه دربارهء دشمنان خود فرموده : « اللهم فان ردّوا الحق فافضض جماعتهم و شتّت كلمتهم و ابسلهم بخطاياهم . . . » خ 124 ، 181 ، خدايا اگر حق را ردّ كردند اجتماع شان را بشكن اتفاق كلمهءشان را از بين ببر و در اثر گناهانشان آنها را تسليم هلاك فرما . بشر : پيش از نقل شواهد ، لازم است در اين كلمه و مشتقّات آن دقت شود . بشر به معنى انسان است ، در مجمع البيان فرموده : بشره به معنى ظاهر پوست است ، انسان را از آن جهت بشر گويند كه پوستش ظاهر و مانند حيوانات از پشم و مو و كرك پوشيده نيست . مباشرت به معنى آميزش و افت و خيز ، در اصل به معنى رسيدن و مواجه شدن دو بشره ( پوست بدن ) به همديگر است ، بشارت و بشرى يعنى خبر مسرّت بخش كه اثر آن در بشره و پوست صورت آشكار مىشود بشر ( بر وزن قفل ) به معنى شادى از همانست . تبشير ، مبشر و بشير از همان معنى آيد . تباشير به معنى بشارت و نيز اوائل صبح را گويند كه بشارت صبح را مىدهد . رسول خدا صلى الله عليه و آله به آنحضرت فرمود : « ابشر فانّ الشهادة من ورائك » خ 156 ، 220 « و ما يبلّغ عن الله بعد رسل السماء الا البشر » خ 20 ، 62 از طرف خدا پيام را بعد از فرشتگان فقط بشر ( رسولان ) مى رساند . « المؤمن بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه » حكمت 333 مؤمن شادى او در چهره و غصهاش در قلبش مى باشد « و كان رسول الله صلى الله عليه و آله نصبا بالصلوة بعد التّبشير له بالجنة » خ 199 ، 317 رسول خدا ص با آنكه مژدهء بهشت به او داده شده بود ، خود را در نماز خواندن به رنج مى انداخت . « فكم من مستعجل بما ان ادركه ودّ انهّ لم يدركه و ما اقرب اليوم من تباشير غد » خ 150 ، 208 ، اى بسا عجله كننده به چيزى كه اگر به آن رسد دوست دارد كه ايكاش به آن نرسيده بود ، امروز بسيار نزديك است از اوائل فردا ، اين كلمه با مشتقّاتش جمعا